سفارش تبلیغ
صبا
مجلس دانش، باغ بهشت است . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :2
بازدید دیروز :1
کل بازدید :16119
تعداد کل یاداشته ها : 51
97/4/2
4:43 ص

شعری زیبا از استاد هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه)

باز شوق یوسفم دامن گرفت
پیر ما را بوی پیراهن گرفت

?

ای دریغا نازک آرای تنش
بوی خون می‌آید از پیراهنش

?

ای برادرها! خبر چون می‌برید؟
این سفر آن گرگ یوسف را درید!

?

یوسف من! پس چه شد پیراهنت؟
بر چه خاکی ریخت خون روشنت

?

بر زمین سرد، خون گرم تو
ریخت آن گرگ و نبودش شرم تو

?

تا نپنداری ز یادت غافلم
گریه می‌جوشد شب و روز از دلم

?

داغ ماتم‌هاست بر جانم بسی
در دلم پیوسته می‌گرید کسی

?

ای دریغا پاره دل جفت جان
بی جوانی مانده جاویدان جوان

?

در بهار عمر ای سرو جوان
ریختی چون برگ‌ریز ارغوان

?

ارغوانم! ارغوانم! لاله‌ام!
در غم‌ات خون می‌چکد از ناله‌ام

?

آن شقایق رسته در دامان دشت
گوش کن تا با تو گوید سرگذشت

?

نغمه‌ی ناخوانده را دادم به رود
تا بخواند با جوانان این سرود

?

چشمه‌ای در کوه می‌جوشد من‌ام
کز درون سنگ بیرون می‌زنم

?

از نگاه آب تابیدم به گل
وز رخ خود رنگ بخشیدم به گل

?

پر زدم از گل به خوناب شفق
ناله گشتم در گلوی مرغ حق

?

آذرخش از سینه‌ی من روشن است
تندر توفنده فریاد من است

?

هر کجا مشتی گره شد، مشت من
زخمی هر تازیانه پشت من

?

هرکجا فریاد آزادی منم
من در این فریادها دم می‌زنم